محمد مهدى ملايرى

223

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

داستان يوم الصفقة چنان كه در اغانى آمده چنين بوده كه باذان ، عامل كسرى در يمن ، از آنجا كاروانى به سوى كسرى روانه كرد مشتمل بر كالاهاى نفيس و مال و منال فراوان . حفاظت و پاسدارى آن كاروان را اسوارانى از ايرانيان و مردانى از قبيلهء بنى جعيد عهده‌دار بودند . چون اين كاروان به قلمرو بنى حنظلة بن يربوع و برخى قبائل رسيد در آنجا اين طوائف بر آن كاروان حمله كردند و پاسدارانى كه از بنى جعيد و اسواران ايرانى حفاظت كاروان را برعهده داشتند كشتند و كالاها و مال و منال را به غنيمت برده و ميان خود قسمت كردند . . . چون اين خبر به اسواران هجر كه با مكعبر بودند رسيد از آنجا آهنگ بنى حنظلة بن يربوع كردند . ولى در جنگى كه ميان آنها درگرفت اسواران شكست يافتند و تنى چند از آنها هم كشته شدند و اين كار دنباله يافت تا وقتى كه در حصن المشقّر به شرحى كه در اين روايت آمده راهزنان به كيفر رسيدند و بدين‌گونه در روايات عربى يوم الصفقة به يوم المشقّر پيوسته است « 1 » . و امّا يوم المشقّر در روايتى از ابن الكلبى چنين گزارش شده است : « كسرى كاروانى از مدائن به سوى عاملش باذان به يمن روانه نمود كاروانهائى كه از مدائن به يمن فرستاده مىشدند معمولا از مدائن با محافظان و پاسداران ايرانى همراهى مىشدند تا آنها را به نعمان پادشاه حيره تحويل دهند . از حيره تا يمامه نگهبانى پاسدارى آنها با نعمان بوده كه آنها را از قلمرو بنى ربيعه و مضر بگذراند و سالم تحويل هوزة بن على حنفى امير يمامه بدهد و هوزة هم آنها را سالم تحويل طائفهء سعد از قبيلهء بنى تميم دهد ، و طائفهء سعد هم آنها را در برابر حق الزحمه‌اى كه دريافت مىداشته تا يمن مىرسانيده و تحويل باذان عامل كسرى مىداده است . در اين‌بار ، هوزة بن على به اسوارانى كه كاروان را همراهى مىكردند گفت : اگر آنچه را به عنوان حق الزحمه يا حق العبور به بنى سعد مىدهيد به من بدهيد من خود ، شما را سالم از قلمرو آنها خواهم گذراند . اسواران هم‌چنين كردند ، ولى چون اين خبر به بنى سعد رسيد هنگامى كه كاروان از قلمرو آنها مىگذشت بر سر كاروان ريختند و به قتل و غارت پرداختند ، و آنچه با كاروان و كاروانيان بود به

--> ( 1 ) - اغانى ، ج 16 ، ص 149 - 150 .